مير سيد شريف راقم سمرقندى
21
تاريخ راقم ( فارسى )
اشهب عزيمت و زمام سمند غيرت به صوب اصفهان معطوف داشت . در اندك فرصت به امداد سرعت طى مسافت نموده حصار اصفهان را چون حلقهء دايره تنگ گرفت . گاه به قانون نصيحت نغمهء راست در پردهء سامعهء ايشان مىنواخت و گاه رشتهء جان اعادى را به گوشمال سياست چون تار چنگ در پيچ و تاب مىانداخت و والى آن ولايت به قول جهالت عمل نموده تعلل و توقف را مرعى مىداشت و آهنگ مخالف هر زمان برنگى مىنواخت . آخر الامر غيرت صاحبقرانى بر آن قرار داد بعد از فتح ولايت صفاهان قتل عام بل جمهور انام فرمايد . گويند در آن روز صد و چهل هزار كس كشته گرديدند . باقى مردم اصفهان گرد سمند آسمان گرد او را چون سرمه در چشم انقياد و ديدهء اعتقاد از عين اعتماد كشيدند . مثنوى بالقاب او خطبه پيراستند * زر و سيم از نامش آراستند به اندك زمان رخش جرأت براند * نگين ظفر را به كرسى نشاند در آن يورش آل مظفر مطيع گرديدند امثال سلطان محمد و شاه شجاع و غيره . صاحبقران نيز ملك موروثى ايشان را انعام فرموده خود به جانب دار الملك سمرقند چون نسيم صبا سوى گلشن شتافت . در تاريخ 789 صاحبقران امير تيمور گركان به عزيمت فتح خراسان از آب آمويه عبور نموده در قصبهء اند خود به صحبت بابا سنگوى قدس سرّه رسيد . آن درويش دلريش از سر جذبه سينهء گوشتى به طرف صاحبقران انداخت . آن حضرت به اين معنى تفأل نموده گفت كه خداى تعالى سينهء روى زمين كه خراسانست ارزانى داشت و آخر همچنان شده كه درويشى گفته . بابا سنگوى در سنهء 790 به دار البقا روى نمود . قبر منوّر بابا در اند خود است . زمانى كه امير صاحبقران تسخير ولايت هرات داشته در قصبهء تايباد به جناب مولانا زين الدين ملاقات افتاده بسى كشف و كرامات ديده و اعتقاد پيدا كرده . وفات آن حضرت در روز پنجشنبهء محرم الحرام در تاريخ سنهء 791 اتفاق افتاد .